با عنوان : مقايسه متغيرهاي شناختي ـ انگیزشی دانش‌آموزان ورزشكار و غيرورزشكار

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

 

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد تهران مرکزی

 دانشكدة تربیت بدنی و علوم ورزشی

پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد«M.A»

گرايش: مدیریت ورزشی

 عنوان:

مقايسه متغيرهاي شناختي ـ انگیزشی دانش‌آموزان ورزشكار

و غيرورزشكار دوره دوم متوسطه شهرستان تبریز (93-1392)

 استاد راهنما:

دكتر زینت نیک آیین

 استاد مشاور:

دكتر عبدالرضا امیر تاش

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مقدمه

آموزش و پرورش به مثابه، یک سازمان رشد یابنده، همیشه در طول تاریخ مورد توجه بوده می باشد. وظیفه اصلی نظام آموزشی، تأمین و تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمدی می باشد که در زمینه‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، راه را برای توسعه پایدار و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی هموار سازد.

نیل به این اهداف درنظام آموزشی، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق ، مدیریت و رهبری افراد لایق و کاردانی می باشد که بتوانند برنامه‌ها را با موفقیت اجرا کنند، از آنجائیکه فرآیند آموزش و پرورش با بشر سروکار دارد و زیرا بشر موجودی پیچیده می باشد، از این رو نظام آموزشی و کارورزان آن به ایفای دشوارترین و پر مسئولیت‌ترین وظایف اجتماعی اشتغال دارند، زیرا که تربیت بشر با در نظرگرفتن کلیه ابعاد و ویژگی‌هایش نیاز به سازماندهی اصولی و علمی و کارشناسانه دارد.

تربیت بدنی بخشی از تعلیم و تربیت عمومی می باشد که ممکن می باشد با فعالیت‌های متنوع و دامنه وسیع برنامه‌هایش به صورت روزافزون، عاملی تقویت‌کننده و یاری‌رسان باشد، که سیستم آموزش و پرورش هر جامعه‌ای در راه رسیدن به اهدافش از آن برخوردار می باشد. رفتار دانش‌آموزان به ویژه رفتارهای عاطفی و اجتماعی، فیزیکی آنها در اثر ارتباط و تعامل مداوم با والدین و دوستان و عوامل محیطی شکل می‌گیرد. در این مراحل، اگر روشهای صحیح تعلیم و تربیت مبتنی بر اصول علمی ناشی از علوم مختلف مانند روان‌شناسی در تربیت بدنی، به کار گرفته گردد می‌توان امیدوار بود که دانش‌آموزان در ابعاد مختلف به رشد مطلوب دست یابند. در این بین بخش اعظم یادگیری‌های مختلف حرکتی، اجتماعی و تربیتی دانش‌آموزان به واسطة بازی و فعالیت‌های جسمانی حاصل می گردد به تعبیری دیگر بازی و ورزش به عنوان یکی از شکل‌های تماس اجتماعی، ضمن پرورش قوای فیزیکی، به تربيت و یادگیری قوای عقلانی و تربیتی نیز کمک می کند.عملکرد دانش‌آموزان در زمین ورزشی وفعالیت بدنی یک مسئله مهم برای پژوهشگران آموزشی می‌باشد.توسعه ورزش در مدارس نه تنها می‌تواند باعث سلامت بدنی و روانی گردد، بلکه علت نشاط وشادی در جامعه و بهبود عملکرد آموزشی در حوزه‌های دیگر می باشد. عوامل انگیزشی یکی از فاکتورهای موثر بر عملکرد دانش‌آموزان، و تفاوت‌های فردی یکی از موضوعات مهم در انگیزش افراد می باشد (جمشیدی و همکاران،1391).

دانش‌آموزان غیر ورزشکار و بدون فعالیت، بدون پذیرش هر گونه تعهد اجتماعی، دارای استرس و اضطراب بالا، ریشه هر نظام آموزشی را سست خواهد نمود. لذا توجه روزافزون به بخش تربیت بدنی مدارس آموزش و پرورش باعث تشکیل خیل عظیمی از جمعیت سالم، پرتلاش، متعهد و هدفدار، خواهند گردید و برای دستیابی به این امر مهم بایستی برنامه‌ریزی‌های دقیق، اصولی و کاربردی و روانشناسانه در بخش تربیت بدنی مدارس انجام گیرد (محرم زاده، مهرداد، 1376).

در نتیجه با در نظر داشتن اهمیت موضوع، پژوهشی با عنوان مقایسه متغیرهای شناختی ـ انگیزشی دانش‌آموزان ورزشکار و غیرورزشکار شهرستان تبریز انتخاب شده می باشد که در صدد دستیابی به علل و عوامل ـ انگیزشی دانش‌آموزان در پرداختن به فعالیت‌های بدنی و درنهایت ورزشکار شدن آنها می گردد.

1.1. اظهار مسأله

امروزه عملکرد دانش‌آموزان در زمینه ورزش و فعالیت‌های جسمانی مقوله‌ای مهم و مورد توجه دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت می باشد بهبود ورزش در مدارس، نه تنها موجب سلامت روح و جسم فراگیران می گردد بلکه نشاط جامعه و بهبود عملکرد تحصیلی فراگیران در سایر زمینه‌ها را نیز همراه خواهد داشت. گرایش به تربیت بدنی و ورزش مانند مسائلی می باشد که در سالهای اخیرمورد توجه دانشمندان تربیتی و اجتماعی قرار گرفته می باشد. گرایشهای ورزشی دانش‌آموزان وسیله مناسبی برای رشد و تعالی بخشیدن به شخصیت آنها می باشد. از طرف دیگر گرایش فزاینده به ورزش[1] و عملکردهای ورزشکاران باعث پيدايش مسائل و موضوعات اجتماعي، روانشناسي و حتي سياسي شده می باشد.

یکی از رویکردهای مهم در تعیین ارتباط میان عوامل انگیزشی و شناختی با پیامد تحصیلی و عملکرد که در دو دهه گذشته توجه زیادی به خود جلب کرده رویکرد شناختی و اجتماعی دوئک[2] میباشد. مفاهیم کلیدی این رویکرد را: 1- باورهای هوشی و2- اهداف پیشرفت تشکیل می‌دهند، دوئک در این رویکرد باورهای هوشی را به باور هوشی افزایشی و باور هوشی ذاتی[3] تقسیم کرده و توضیح داده می باشد که باور هوشی افزایشی به این مطلب تصریح دارد که هوش، کیفیتی انعطاف‌پذیر و قابل افزایش می باشد و دانش‌آموزانی که باور افزایشی دارند بر بهبود مهارتهایشان تاکید دارند، و تا حد امکان براي غلبه بر ناکامیها و شکست‌های گذشته کوشش می‌کنند. پیش روی، باور هوشی ذاتی به این مطلب تصریح دارد که هوش کیفیتی ثابت و غیرقابل افزایش می باشد و دانش‌آموزان با باور هوشی ذاتی برای رسیدن به اهدافشان و غلبه بر معضلات، حداقل کوشش را به خرج می‌دهند (رستگار و همکاران، 1390).

کاربرد نظریه اهداف پیشرفت در محیط‌های ورزشی نیز کاملاً تایید شده می باشد،  در همین راستا محققان کلاس درس مانند (آمزوآرکر1988، نیکولز[4] 1984 و 1989، هاشمی 1387 ) بیشتر از دو دهه از نظریه دست‌یابی به هدف، برای مطالعه انگیزة دانش‌آموزان بهره گیری کردند. اخیراً این نظریه در زمینه تربیت بدنی نیز مطالعه شده می باشد. اگر چه این نظریه به چند دهة قبل ارائه شده می باشد، اما کار نیکولز(1989، 1984) این نظریه را پیشرفت داد و به محققان تربیتی معرفی نمود. (هاشمی، 1387)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

در واقع تحقیقات اخیر در تاکید نظریه نیکولز نشان داده می باشد که واقعیت اجتماعی تجربه ورزشی به نوع جهت‌گیری هدفی آن، وابسته می باشد و نوع تعبیر از پیشرفت ورزش تحت تاثیر مجموعه‌ای از ادراکات، نگرشها و باورهاست (جمشیدی، 1385).  

تعداد صفحه :110

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com